مهم است که دلایل شکستهای خود را بدانید، اما دانستن اینکه چه کاری باید انجام دهید، ضروری است.
با عیبیابی و تشخیص شروع کنید.
قبل از دنبال کردن هر هدف، آن را از طریق این پرسشها بررسی کنید:
آیا این واقعاً هدف من است یا انتظارات دیگران؟
آیا میتوانم موفقیت را با معیارهای دقیق توصیف کنم؟
آیا اقدامات روزانه با محرکهای مشخص دارم؟
آیا سه مانع اصلی را شناسایی کرده و برنامههای «اگر چنین شود آنگاه» دارم؟
آیا محیط من از این هدف حمایت میکند یا آن را خراب میکند؟
اگر نتوانید به این پرسشها کامل پاسخ دهید، هدف شما آمادهی پیگیری نیست.
به جای هدف سیستم بسازید.
هر سیستم مؤثر پنج جزء نیاز دارد: محرکی برای شروع، کاهش اصطکاک که شروع را آسان میکند، حلقههای بازخورد که میزان پیشرفت را میسنجد، پروتکلهای جبران برای روزهایی که از دست میدهید و سیستمهای پاداش که انگیزه را حفظ میکنند.
«بعد از اینکه بچههایم را به مدرسه رساندم، سی دقیقه در کافیشاپ مینویسم» یک سیستم است. اما «نوشتن یک کتاب» فقط یک آرزو است.
از مینی هدفها و قانون دو دقیقهای استفاده کنید.
با کوچکترین نسخهی ممکن از اقدام مرتبط با هدف خود شروع کنید. میخواهید کتابی بنویسید؟ یک جمله بنویسید. میخواهید متناسب شوید؟ یک حرکت شنا انجام دهید. ممکن است این رفتار مسخره به نظر برسد، تا زمانی که بفهمید تداوم مهمتر از شدت است. مسیرهای عصبی از طریق تکرار تقویت میشوند، نه مدت زمان. وقتی رفتار بهصورت خودکار در آمد، میتوانید به تدریج حجم آن را افزایش دهید.
مسؤولیتپذیری مؤثر ایجاد کنید.
اکثر سیستمهای مسؤولیتپذیری شکست میخورند، زیرا خیلی کلی، بدون ساختار یا بدون پیامد هستند. یک تا سه نفر با اهداف مکمل پیدا کنید و جلسههای هفتگی پانزده دقیقهای در زمان ثابت برنامهریزی کنید. گزارش دهید چه تعهدی داشتهاید، چه کارهایی انجام دادهاید، چه آموختهاید و هفتهی بعد چه خواهید کرد. ابزارهای دیجیتال مثل اپلیکیشنهای پیگیری عادت، لایهٔ دیگری از تعهد ایجاد میکنند و برای بعضی افراد، تعهد مالی (commitment contract) اثرگذاری بالایی دارد.
محیط خود را برای موفقیت طراحی کنید.
رفتارهای خوب را دو دقیقه آسانتر و رفتارهای بد را دو دقیقه سختتر کنید. لباس ورزشی خود را از شب قبل آماده کنید. هنگام کار، تلفن خود را در اتاق دیگری بگذارید. اپلیکیشنهای شبکه اجتماعی را حذف کنید تا برای استفاده مجبور به نصب دوباره شوید. هدف این است که موفقیت خودکار و شکست دشوار و پرهزینه شود.
این استراتژیها مؤثر هستند و هزاران زندگی را تغییر دادهاند.
برنامه عملی ۷ روزه برای دستیابی به اهداف
روز اول: تشخیص دهید. هر هدفی که مدنظر دارید را فهرست کنید. برای هر کدام بپرسید آیا واقعاً هدف شماست یا نه، و اهدافی که نیستند را حذف کنید. حداکثر یک تا سه هدف انتخاب کنید. پرسشهای تشخیصی را برای هر هدف باقیمانده تکمیل کنید.
روز دوم: سیستم خود را طراحی کنید. اقدامات روزانه و هفتگی با محرکهای مشخص تعریف کنید. برنامههای موانع «اگر چنین شد آنگاه» بسازید. یک روش ساده برای پیگیری انتخاب کنید، چه اپلیکیشن، اکسل یا حتی یک دفترچه.
روز سوم: محیط خود را بهینه کنید. موانع را از رفتارهای مطلوب حذف کنید. برای رفتارهای نامطلوب اصطکاک ایجاد کنید. هر آنچه برای هفتهٔ اول لازم داری از قبل آماده کن تا شروعکردن هیچ تلاشی نخواهد.
روزهای چهارم تا هفتم: حداقلِ نسخه قابل اجرای هدف خود را انجام دهید. کوچکترین اقدام ممکن را هر روز انجام دهید. تکمیل آن را با بله یا خیر ساده پیگیری کنید. هر پیروزی کوچک را جشن بگیرید.
قانون بازیابی ۴۸ ساعته: این قانون غیرقابل مذاکره است: هرگز اجازه نده دو روز متوالی اقدامات مربوط به هدفتان انجام نشود. اگر دوشنبه را از دست دادید، حتی در کمترین شکل، باید سهشنبه انجامش دهید. تمرین ورزشی خود را از دست دادید؟ پنج حرکت شنا کافی است. این مانع میشود یک روز بد به عادت شکسته تبدیل شود و مسیرهای عصبی ساختهشده را حفظ میکند.
آیین مرور هفتگی: هر آخر هفته، پانزده دقیقه صرف بررسی تعهدات و دستاوردهای خود، تحلیل آنچه مؤثر بوده و نبوده و تعیین تعهدات مشخص برای هفته آینده کنید.
سخن پایانی
حالا موضوعی را میدانید که بیشتر افراد هرگز نمیآموزند: شکست در اهداف به دلیل کمبود انضباط، انگیزه یا اراده نیست. مشکل استفاده از سیستمهای معیوب در محیطهایی است که علیه شما طراحی شدهاند.
نرخ شکست ۹۰٪ وجود دارد زیرا مردم همچنان از روشهای ناکارآمد استفاده میکنند، اهداف مبهم تعیین میکنند، به انگیزه تکیه دارند، محیط خود را نادیده میگیرند و وقتی کارها پیش نمیرود خود را سرزنش میکنند. شما مجبور نیستید بخشی از این آمار باشید.
تغییری که لازم است ساده اما عمیق است. از «به انضباط بیشتری نیاز دارم» به سمت «به سیستمهای بهتر نیاز دارم» بروید. از «شکست خوردم، چون ضعیفم» به «روش من جواب نداد، وقت اصلاح آزمایش است» بروید. از «شنبه شروع میکنم» به «همین حالا با یک اقدام بسیار کوچک شروع میکنم» بروید.
لازم نیست فرد دیگری شوید. باید سیستم بهتری بسازید. حالا شاید زمانی باشد که همه چیز تغییر کند، نه به این دلیل که ناگهان ارادهٔ بیشتری پیدا میکنی، بلکه چون بالاخره رویکرد درست را انتخاب کردهای.











